گزارش صعود به قله پرسون ۹۳

بسم الله الرحمن الرحیم

عنوان برنامه: صعود به قله پرسون

ارتفاع: ۳۱۵۰

مسافت: حدود ۱۴ کیلومتر رفت و برگشت

نوع برنامه: کوهپیمایی

منطقه: رودبارقصران – گرچال (دشت هویج)

تعداد نفرات: ده نفر شامل هفت مرد و سه خانم

تاریخ اجرا: ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۳

سرپرست: برادر رضوانی

معرفی: دشت هویج برای بسیاری از همنوردان نامی آشناست که در ایام بهار شمار زیادی از کوهنوردان را به سمت خود میکشد. برای رسیدن به دشت هویج میبایست از لواسان بزرگ به سمت روستای افجه حرکت کرد و از انتهای روستا حدود ۶ کیلومتر پیاده تا رسیدن به این دشت مسیر مشخصی با شیب ملایم راه است. این محل به سبب کاشت هویج در میان عموم به دشت هویج معروف شده و نام محلی آن گرچال (گیاه چال) میباشد. که قلل مختلفی در اطراف آن به نام های آتشکوه، ریزان، ساکا و پرسون قرار دارد.

 

 

گزارش برنامه:

حدود ساعت ۶:۴۵ ماشین ون آقا وحید از قرار میدان فردوسی راه افتاد و در بین راه نیز سایر دوستان را سوار کرد تا از مسیر لشگرک به سمت لواسان حرکت کنیم. حدود ساعت ۷:۳۰ لواسان توقف کوتاهی برای خرید داشتیم. در انتهای بلوار امام خمینی با حرکت به سمت شمال شرق وارد جاده کوهستانی شدیم که ساعت ۸ ما را به میدان اصلی روستای افجه رساند.

حدود ۸:۱۵ پا به کوچه های روستا گذاشتیم تا به رودخانه رسیدیم. ادامه مسیر از سمت راست دره کمی ارتفاع میگیریم و در میانه راه تعداد محدودی باغ وجود دارد و قهوه خانه ای در ابتدای آن، و شیر آبی در انتهای آن قابل استفاده است. ساعت ۹:۱۵ است که برای برداشتن آب چند دقیقه ای توقف میکنیم. هوا صاف و بهاری است و شرایط، ایده آل برای صعود. همچنان پیوسته مسیر را میپیماییم تا ساعت ۱۰ به دشت میرسیم و بابت احتیاط در عدم ورود به زمین های زراعی اهالی ازسمت راست دور میزنیم و در کنار سایه درختان برای خوردن صبحانه و استراحت، نیم ساعت تا یک ساعتی ماندیم. ارتفاع تقریبا ۲۵۰۰ می باشد و در اطرافمان مکان مناسبی برای برپایی چادر هست که تعدادی همراه با گروه هایی در آنجا دیده میشدند.

مسیر قله پرسون از جناح شرقی دشت از کنار دره ای به سمت بالا اوج میگیرد و راه پاکوب به صورت زیگزاگ های بلند ادامه دارد. در مسیر چشمه آبی ندیدیم مگر آبی که از دره های فرعی مسیر جاری بود. چند توقف کوتاه به صورت ایستاده داشتیم و مسیر را آهسته و پیوسته تا زین اسبی زیر قله که مناظر آن سوی کوه را میشد دید رسیدیم و از سمت راست بدون توقف به شوق قله ادامه دادیم و حدود ساعت ۱۳ همزمان با اذان پا بر قله نهادیم.

در اینجا ارتفاعات منطقه در شمال غرب، ساکا و ریزان و در شمال شرق دماوند با قله ای در ابر نمایان بودند. همچنین قله ای در نزدیک، سمت شرق کمی مرتفع تر قرار داشت که در نقشه ها به نام سرسیاه چال دیده میشود. پس از گرفتن عکس و استراحت کوتاه به سمت زین اسبی بازگشتیم که آنجا ضمن بررسی منطقه تصمیم بر آن شد که کمی به سمت داخل دره حرکت کرده تا در کنار آب بتوان وضو گرفته و نماز و ناهار در همانجا برپا شود.

ساعت ۱۴:۳۰ در راه بازگشت بودیم و مسیر طولانی در پیش تا اینکه به گمانم ساعت ۱۶:۳۰ به دشت هویج رسیدیم. ساعتی برای استراحت و خوردن آنجا نشستیم تا قسمت پایانی راه را آغاز کردیم و تقریبا در ساعت ۱۹ با رسیدن به پای ماشین در انتظار ، مسیر را  با موفقیت و سلامت به پایان رساندیم و راهی تهران شدیم.

حاشیه:

  • از این برنامه شرایط حضور در برنامه کمی تغییر کرد و هزینه های مهمان و اعضا متفاوت اعلام شد. ضمن اینکه پیشنیاز این برنامه داشتن کارآموزی کوهپیمایی مگر به صلاحدید سرپرست و داشتن لوازم کافی بود.
  • قرار ابتدایی ما با برخی همنوردان تدارک پخت جوجه در دشت بود که به تناسب آن میبایست صعود سرعتی (جهت ایجاد زمان برای ناهار) و حمل کوله های سنگین میداشتیم که شرایط تمرینی خوبی را ایجاد میکرد. اما به دلیل عدم توفیق همراهی دوستان در این برنامه وضعیت تغییر کرد.
  • پدیده این برنامه دختر خانم شش ساله آقای کرمی و خانم زرگر بود که همراه برادر و والدین اولین صعود خود را انجام داد. هرچند قرار بود ایشان تا دشت همراه باشند اما با توجه به آمادگی با مسئولیت پدر، هم قدم با گروه شدند و بدون مشکل و خستگی مسیر را طی کرده و در قله مورد تشویق سایر کوهنوردان در محل قرار گرفت. ایشان پس از این صعود در اظهار نظری عنوان کردند که من فکر میکردم که این گروه بهتر از گروه آقای دلنوا باشد و همینطور هم بود! جا دارد در اینجا به سرپرست این برنامه آقای رضوانی تبریک بگیم و برای آقای دلنوا آرزوی توفیق بیش از پیش! یادآور میشوم که آقای کرمی به مناسبت اولین صعود به قله فرزندانشان در راه بازگشت همه را به بستنی مهمان کردند.
  • در زین اسبی بر سر چهار راهی بودیم که در مورد قله پرسون شک کردیم و بعد بر صحت آن اطمینان یافتیم. کمی بالاتر در خط الرئس به سمت ریزان منطقه دشت لار و قلل و ارتفاعات دور دست قابل مشاهده بود که دو نفری برای گرفتن عکس با اطلاع سرپرست برای شناسایی رفتیم و پس از عکاسی برگشتیم. شاید که روزی مسیر به سمت دشت لار برنامه ریزی کردیم.
  • پسرعموی من هم در این برنامه مهمان بود که در بازگشت بر اهمیت کفش مناسب در کوه شدیدا پی برد!
  • راننده محترم آقا وحید هم در این برنامه تا دشت هویج ما را همراهی کرد و به دلیل مشکل فنی بازگشتند و با صبوری منتظر بازگشت ما بودند.
  • علت انتشار دیر هنگام گزارش نرسیدن عکس ها بود. هر چند که الآن هم تعدادی از عکس های برگشت و پانوراماها در این گزارش نیست و بعدا تکمیل میشود. و جا داره تشکر کنم از آقای سوزنگر، همسر خانم معینی زاده که با دوربینشان لحظات این برنامه را به یاد ماندنی کردند.
  • یک جمله هم در رابطه با برنامه همزمان غارچال نخجیر بود که دوستان میگفتند: عمو یادگار نمیریم تو غار!
  • با ۳ پاس و ۲ رود به ۱ یک سلام همنوردی ها

پینوشت:

  • یک نکته فرهنگی را فراموش کردم بگم! در حین رفتن دعای عهد و هنگام برگشتن زیارت عاشورا توسط آقای رضوانی خوانده میشد و دوستان زمزمه میکردند. ریحانه خانم هم که کلا روحیه گروه، در شیب رفت به سمت قله، شعر معروف “به طاها و یاسین” در وصف امام زمان (عج) را چندبار از حفظ خواند.
  • در رابطه با ساعت درج شده روی عکس ها هم متذکر میشوم که صحیح نمی باشد و دوربین تنظیم نشده

تصاویر برنامه

ارسال دیدگاه