گزارش صعود گروه سلام همنورد به قله دماوند شهریور ۱۳۹۳

بسم الله الرحمن الرحیم

سرپرست: جناب آقای مجید دلنوا

تاریخ برنامه: پنجشنبه و جمعه ۶ و۷ شهریور ۱۳۹۳

تعداد افراد شرکت کننده: ۴۵ نفر که از این تعداد ۳۲ نفر قله را صعود کردند

وسیله نقلیه: اتوبوس تا  (قرارگاه فدراسیون کوهنوردی) و نیسان تا گوسفند سرا (مسجد صاحب الزمان).

نام منطقه مبدأ صعود: پلور، جبهه جنوبی

معرفی قله :

قله دماوند به ارتفاع ۵۶۷۱ متر، بعنوان بام ایران و با شهرتی جهانی یکی از منحصر بفرد ترین جاذبه های طبیعی ایران بشمار می رود.

این کوه در ۹۰ کیلومتری شمال شرقی تهران و ۷۵ کیلومتری جنوب غربی شهر آمل در البرز مرکزی و بخش لاریجان قرار دارد و جاده توریستی هراز که تهران را به مازندران متصل می سازد از نزدیکی آن عبور می کند. در عین حال دماوند بعنوان بلندترین قله مخروطی جهان با کمتر از سه هزار نفر صعود کننده خارجی، کم‌گذرترین قله مخروطی جهان به‌شمار می‌رود. این در حالی است که از رقیب آن یعنی فوجی یاما در ژاپن با ۳۷۷۶متر ارتفاع، سالانه ۳۰۰ هزار گردشگر خارجی بازدید می کنند.

آخرین فعالیت آتشفشانی دماوند به چند هزار سال پیش برمی گردد. اکنون آتشفشان دماوند در مرحلۀ نیمه فعال به سر می برد. وجود چشمه های گوگردی و آب گرم که در جنوب شرقی کوه قرار دارند و همچنین فوران گازهای گوگردی، نشانه هایی از این فعالیت می باشند.

در حال حاضر، نشانه های فعالیت آتشفشانی کوه دماوند، در ۵۰۰ متر انتهایی قلۀ آن و در جبهه جنوبی دیده می شود که این محل به تپه گوگردی یا دودکوه معروف است. بزرگترین حفره ای که گاز گوگرد از آن خارج می شود، در بالای تپه گوگردی و در نزدیکی قله و دهانۀ آتشفشان قرار دارد که بخار گوگرد مانند ستونی بزرگ، از حفره ای با فشار زیاد به بیرون رانده می شود و تا ارتفاع چند متر به بالا می رود. این ستون بخار از دامنه های دماوند نیز قابل مشاهده است.

دماوند بلند ترین کوه ایران و خاورمیانه و همچنین بلندترین قله ی آتشفشانی آسیاست دماوند همچنین بلندترین شیب را در بین قله های آتشفشانی دنیا دارد که این کوه را در رده ی دوازدهم بلندترین قله های دنیا از نظر ارتفاع نسبی قرار میدهد.(ارتفاع نسبی دماوند، که با اندازه‌گیری ارتفاع قلّه نسبت به پست‌ترین درّهٔ بین این قله و نزدیکترین قلّهٔ مرتفع‌تر تعیین می‌شود، ۴۶۶۱ متر است که دماوند را در ردهٔ دوازدهم بلندترین قلّه‌های دنیا از نظر ارتفاع نسبی قرار می‌دهد.)

شرح برنامه:

طبق قرار ساعت ۷ صبح پنجشنبه ششم شهریور که برابر با روز میلاد حضرت معصومه و روز دختران ایرانی بود، جلوی داروخانه رامین در میدان فردوسی از ماشین پیاده شدم و کوله پشتی من نیز به جمع زیاد کوله های بسته شده برای صعود بام ایران، اضافه شد. تقریبا همه دوستان نیم ساعت زودتر از حرکت،  در محل حاضر بودند و ساعت ۷:۴۵ دقیقه اتوبوس سلام همنورد با ۴۵ نفر سرنشین راهی دماوند سربلند شد.

یکی از دلائلی که این صعود را ویژه کرده بود حضور پنج نفر میهمان از شهر رشت به سر گروهی آقای ستوده بود که از بچه های هلال احمر هستند و در نوع خود بی سابقه بود.

برای این برنامه، تمرین ها و آمادگی های متعددی را پشت سر گذاشته بودیم و اعضای زیادی از گروه سلام همنورد با انرژی و روحیه قوی، تصمیم به صعود قله سرافراز ایران که دوازدهمین قله بلند دنیاست، گرفته بودند.

از جاده هراز راهی پلور شدیم و بعد از گذر از بومهن، رودهن و آبعلی، به دوراهی دماوند- فیروزکوه و آمل رسیدیم و مسیر را به سمت آمل ادامه دادیم.ساعت ۹:۴۵ کنار رستوران آدم و حوا توقف کردیم برای خوردن صبحانه وساعت ۱۰:۱۵ مسیر را ادامه دادیم تا خروجی روستای رینه و گذر از مجسمه کوهنورد ابتدای جاده.

پس از تعویض ماشین در قرارگاه، با پنج نیسان به سمت منطقه گوسفندسرا و مسجد صاحب الزمان در ارتفاع ۳۰۰۰ متری حرکت کردیم و ساعت ۱۲ در بارگاه دوم بودیم. کوله ها را سبک کردیم و بارها برای حمل توسط قاطر، بسته بندی شد؛ رأس ساعت ۱۲:۴۵، به لطف خدا، صف طولانی سلام همنورد راهی ارتفاعات بالاتر دماوند شد تا برسد به بارگاه سوم برای شب مانی و هم هوایی به قصد صعود قله.

تعداد همنوردان این برنامه ۴۵ نفر بود، ۹نفر از آنها خانم و ۳۶ نفر از اعضای گروه را آقایان تشکیل می دادند. مسیر تا بارگاه سوم را با سرعتی ملایم و با دو استراحت کوتاه بالا رفتیم. شیب در قسمت های زیادی از مسیر، ملایم بود فقط نزدیک بارگاه سوم، شیب تندتر می شد و تا حدی نفس گیر بود تا اینکه ساعت ۱۸:۳۰ به بارگاه رسیدیم و بعد از پوشیدن لباس های گرم، سریعاً چادرها را باز کردیم و نماز ظهر و عصر را روی طبقه های منظم بارگاه در ارتفاع ۴۲۰۰ متری در مقابل نقش قشنگ آسمان از شعاع نور و ابرهای متراکم خواندیم، جای همه خالی ….

سمت جنوبی بارگاه ، پر شده بود از چادرهای رنگارنگ کوهنوردان زیادی که این موقع از سال را برای صعود دماوند انتخاب کرده بودند؛ بارگاه دارای بوفه و سرویس بهداشتی است اما ذخیره منبع آب بارگاه، تمام شده بود و آب حاصل از برفها، قطره قطره برای شست وشو و نوشیدن جمع میشد البته برای نوشیدن،احتیاج به جوشاندن داشت چون املاح زیاد آب کاملاً مشاهده می شد.

کوهنوردان مستقر در بارگاه دو دسته بودند؛ یا قله را صعود کرده بودند و می خواستند بعد از استراحت شبانه، صبح جمعه برگردند و یا اینکه مثل ما، شب مانی در ارتفاع داشتند تا صبح زود، راهی قله شوند. بعد از صحبت با چند خانم که همان روز از قله برگشته بودند، چند لقمه ناهار خوردیم و با عده ای از دوستان، راهی ارتفاعات بالاتر شدیم تا برای صعود قله، هم هوا شویم.

کمی بالاتر رفتیم و با رسیدن وقت نمازمغرب، به دلیل کمبود آب در بارگاه، تیمم کردیم و نمازمان را روی کاپشن ها و گرتکس های همنوردان مهربانمان خواندیم سپس با هدلایت های روشن، به سمت کمپ مان در بارگاه سوم برگشتیم.

به گفته همنورد پیش کسوت – آقای مومنی، این هم هوایی تاثیر بسیار زیادی در صعود موفق کوهنوردان به قله دارد و می توانستیم شرایط جسمی خود را بیشتر ارزیابی کنیم.

به توصیه سرپرست گروه، سه ساعت خواب عمیق را باید شب تجربه می کردیم تا هم هوایی ایجاد شود بنابراین، سریعاً برای استراحت، به چادرها رفتیم و سکوت شبانگاهی، بارگاه را فراگرفت.

طبق سفارش آقای دلنوا، صبح ساعت چهار باید بیدار می شدیم تا صبحانه مختصری بخوریم، کوله حمل را آماده کنیم و بعد ازخواندن نماز با لباس های گرم، حرکت را شروع کنیم. ساعت ۵:۴۵ صف سلام همنورد، پشت سر آقای دلنوا- سرپرست گروه، درست شد و حرکت دوستان با هدلایت های روشن که مانند ستاره های متحرک روی شیب دماوند بالا می رفتند، آغاز شد.

هوای خنک صبحگاه و باد صبا، انرژی گروه را بیشتر می کرد و همه پشت سر یکدیگر قدم قدم بالاتر می رفتیم؛ آخرین فرد صف نیز، آقای امامی بود که به عنوان عقبدار گروه، نظم صف را کنترل می کرد، یک استراحت ده دقیقه ای نزدیک ساعت ۸ داشتیم؛ و ادامه صعود را با نور آفتاب، تجربه کردیم….

خوشبختانه هوا گرم نبود؛ از ابتدای مسیر نیز، بوی گوگرد به مشام می رسید اما اذیتمان نمی کرد مسیر را با قدم های آهسته ادامه دادیم و قبل از آبشار یخی، استراحت کوتاه دیگری داشتیم و خوراک بیشتر دوستان در کنار مواد قندی، لیمو ترش تازه یا آب و آبلیمو بود تا بتوانیم راحت تر، صعود کنیم.

در طول مسیر، بسیاری از کوهنوردان دماوند، با دیدن نفرات زیاد و صف منظم تیم، اسم گروه و سرپرست را از ما می پرسیدند و ما نیز گروه را به آنها معرفی می کردیم. استراحت سوم را نزدیک آبشار یخی و در ساعت دوازده پشت سر گذاشتیم و بعد از آبشار یخی، نرم نرمک علایم مختلف ارتفاع در میان بعضی از همنوردان دیده می شد، در استراحت بعدی، دو سه نفر از گروه جدا شدند به قصد بازگشت؛ و بقیه دوستان،همقدم و در یک صف منظم، پشت سر آقای دلنوا که به تک تک اعضای گروه ۳۲ نفری توجه داشت، مسیر را ادامه دادیم.

از ۳۰۰ متر انتهایی تا قله، قدم برداشتن و بالار فتن، کمی سخت شد و لازم بود با قدم های کوتاه و خیلی نزدیک، حرکت کنیم. تنفس عمیق و منظم در هر لحظه، توان و استقامت مان را به طور چشمگیری افزایش می داد تا نزدیک تپه گوگردی شدیم، چون سنگ مثلث را دور زده بودیم از کنار صخره های انتهایی سنگ مثلثی، به تپه گوگردی زردرنگ رسیدیم. تپه ای که پوشش خاک آن، زرد ملایم و خوشرنگی بود و سنگ های آن نیز همه گوگردی بودند.

وقتی کمی جلوتر رفتیم از کنار دهانه ای رد شدیم که گاز گوگرد با فشار از آن خارج می شد ؛خوشبختانه جای همه دوستان خالی، با تمام وجود و بی اختیار، بو و گاز تند آن را استشمام کردیم؛ استوانه گوگردی سفیدرنگ را از نزدیک دیدیم، و گاز گوگرد با قدرت، به حلق و چشم ما که فاصله سه چهار متری با آن داشتیم، نفوذ کرد.

در همین لحظات یکی از کوهنوردان خیرخواه، شیشه ای از سرکه را به ما داد که استشمام آن، باعث از بین رفتن تاثیر گاز گوگرد می شد؛ سرکه را استشمام کردیم و به فاصله سه دقیقه بعد، یعنی ساعت ۱۴به داخل دیواره های بلند قله رسیدیم و دیواره های قله ما را در حلقه خود محصور کرد …… اینجا بود که همه حالت های ارتفاع زدگی، جای خود را به خنده و شادی و تبریک اعضای گروه به یکدیگر داد؛ اعضای گروه و آقای دلنوا، با شادی و افتخار به همدیگر تبریک می گفتند؛ کوهنوردان گروه های دیگر نیز که قبل از ما به قله رسیده بودند به خانمهای گروه بابت حجاب و چادرشان، تبریک و خداقوت ویژه می گفتند.

نوک قله، دو دیواره بلند به فاصله پنج یا شش متر دارد گویی که دماوند، با این دیواره ها کوهنوردان را از دو طرف در دستان خود می گیرد و به آنها خوشامدگویی می کند. روی دیواره، اسامی برخی از گروه ها نوشته شده و حتی اسکلت سالم  یک گوسفند، نیز روی دیواره قله دیده می شود.

خلاصه صدای ماشاالله ماشالله بود که از قله رفیع و محبوب ایران، برای گروه، خصوصاً بانوان تیم که با حجاب چادر، قله را صعود کرده بودند، بلند بود و به خاطر همت و اراده ای که به حول و قوه خدایمان کسب کرده بودیم، صمیمانه از او تشکر کردیم…واقعاً دقیقه های باشکوهی بود وقتی با حال ارتفاع زده و گوگرد خورده، شاد بودیم، می خندیدم و در کنار بعضی از دوستان، لیمو ترش می خوردیم و شاکر این اتفاق بزرگ بودیم.

یک عکس دسته جمعی از تیم صعودکننده گرفتیم و یک عکس ویژه نیز از خانمهای صعودکننده ثبت کردیم که مقارن با میلاد حضرت معصومه، چنین افتخاری را رقم زده بودند؛ سپس دوان دوان از قله و گوگردهای آن فاصله گرفتیم.

آقای دلنوا مسیر برگشت را از منطقه ای انتخاب کردند که بخش زیادی از آن، شن اسکی بود و بوی گوگرد نیز نداشت. همه گروه در عرض ده دقیقه قله را ترک کردند فقط دو نفر از گروه، توقف بیشتری داشتند تا بتوانند چند عکس از قله بگیرند.

مسیر شن اسکی در فرود از برنامه های سنگین، نعمت بزرگی است زیرا توانستیم به راحتی ارتفاع کم کنیم و در عین حال اسکی بازی و استراحت برای پاهای خسته مان داشته باشیم.

تا ساعت ۱۸ تقریبا همه تیم صعودکننده به بارگاه سوم رسیدند و بعد از چند دقیقه استراحت و خواندن نماز ظهر، وسایل را بسته بندی کردیم برای بار زدن بر روی قاطرها.

برگشت از بارگاه سوم نیز از ساعت ۱۹ شروع شد و دوستان دسته دسته راهی مسجد صاحب الزمان شدند تا اینکه همه اعضا، تا ساعت ۲۴ به مسجد رسیدند و آقایان با نیسان و خانمها نیز با پاترول، به قرارگاه فدراسیون منتقل شدند و اتوبوسی که برای برگشت به تهران در آنجا منتظر بود، پر شد از کوهنوردان خاک خورده و شادمان از صعود دماوند.

نهایتاً ساعت ۲ بامداد به میدان فردوسی رسیدیم و با تشکر از زحمت های فراوان سرپرست گروه و با تجربه یک صعود شیرین و به یادماندنی از یکدیگر خداحافظی کردیم.

جای دوستانی که نبودند بسیار سبز بود و آرزو میکنم همه کوهنوردان، عظمت دماوند را از نزدیک مشاهده کنند که بسیار دیدنی و ارزشمند است.

صد شکر و سپاس برای خالق این عظمت و برای سلامتی که به ما اعطا کرده برای دیدن اعجازهای باشکوه قدرتش.

نویسنده: خانم صفری

تصاویر برنامه

 

 

ارسال دیدگاه